شازده کوچولوی 2 ساله
تولدت مبارک عزیزم 



.gif)
امروز 7 خرداد یادآور لحظات پر دلهره و شیرین برای من و بابات هست، یاد لحظه تولدت میافتم باز ترس و نگرانی میاد سراغم ... آخه شازده کوچولوی من تو اونموقع زود اومدی وقتش نبود و بابایی هم پیشمون نبود .. من و خاله جون با چه استرسی رفتیم بیمارستان...
ولی خوشحالم که سالمی و هستی ...
اینروزا شیطون شدی و تکیه کلامت شده نهههههههههههههه... هر کاریو میخوای خودت انجام بدی ...این یعنی اینکه پسرم 2 سالش تموم شده و بزرگتر شده ، میخواد مستقل باشه و همه چیزو به چالش بکشه...
حرف زدنت بهتر شده جمله ها رو کامل میگی و من خوشحالم از شنیدن حرفای شیرینت 
عزیزم آرتین جان، بدون که خیلی دوست داریم و از اینکه پیشمون هستی و خدا تو رو به ما هدیه کرده خوشحالیم.
برایت بهترینها رو آرزو میکنیم و تلاش داریم تا آنچه که باعث شادی و سعادتت بشه فراهم کنیم... (بابا و مامانت)
.gif)


شازده کوچولوی 2 ساله 